هفته 35-36
سلاااام گل پسرم
خوبی مامانی؟ عزیز فکر کنم بی قرار بیرون اومدن از دل منی:))))
اینقدر که تکون میخوری قربون تکونات برم من عزیز دلم .
سام مامان دیروز با بابایی رفتیم و بیمارستانی که قرار توش دنیا بیایی(بیمارستان نیکان) رو از نزدیک دیدیم . خیلی بیمارستان خوب و قشنگی بود:) قربونت برم امیدوارم که تو به سلامتی توش به این دنیا بیایی. بعدش هم با بابایی رفتیم رنگ خریدیم برای اتاق قشنگت رنگ زرد و سبز خیلی خوش رنگ :)))) وای که چقدر ذوق میکنم قربونت برم . قرار جمعه این هفته 1 اردیبهشت اتاقت رنگ بشه. هوراااااااااااااااااا. چند روز پیش هم دکورای اتاقتو گرفتیم که رنگ تخت و کمدته:)) . راستی مامانی من جمعه 24 فروردین کمدتو چیدم. کلی عشق کردم نمیدونی چقدر لباسات توش خوشگل شدن تشکی که مامان ماندانا داده برات با پنبه درست کردن گذاشتم تو تختت بالا سری تختتو زدیم و من هزار بار تا حالا رفتم در کمداتو باز کردم لباسا و وسایلتو دیدم بالا سری تختتو کوک کردم و کیف کردم گل من.
فردا قراره با بابایی و مامان ماندانا بریم پرده اتاقتو بگیریم:)) دیگه کارامون یواش یواش تموم شده:)
دوشنبه 28 فروردین وقت دکترم بود با مامان ماندانا رفتیم دکترو دکتر گفت که سرت پایین و وقتی گفتم پیاده روی کنم گفت این دو هفته احتمال زایمان زود رس دارم. ای شیطونکم میخوای زود بپری بیرونا:)))))))))) گفت بزار این دو هفته تموم بشه بعد میتونی پیاده روی کنی:)
دیگه حتی ممکنه کمتر از یک ماه به دیدنت مونده باشه نمیدونی که چه حالی دارم مامان جون. اصلا نمیدونی چقدر این هفته های آخر عجیبن از یک طرف میخوام زود ببینمت از یک طرف باورش عجیبه از یک طرف استرس دارم .... اما همچنان سر کار میام بابایی میگه بمونم خونه اما من نمیتونم استرسم و انتظارم تو خونه هزار برابر میشه میام سر کار هم کارامو می کنم هم حس میکنم زمان زودتر میره جلو:)
وای کی میشه که اینجا بیام و عکسای تو نازنینمو بزارم مامان جون؟ :)
گل مامان امیدوارم سالم و سلامت باشی عزیزکم عاشقتم و منتظرمممممممممم



هفته 35-36
